حالمان بد نیست غم کم میخوریمکم که نه هر روز کم کم میخوریم
آب میخواهم سرابم میدهندعشق می ورزم عذابم میدهندمن نمیدانم کجا رفتم به خواباز چه بیدارم نکردی آفتابخنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودمو دارم زدندبعد ازاین بابی کسی خو میکنمهر چه در دل داشتم رو میکنم درد می بارد چو لب تر می کنمطالعم شوم است باور می کنمخنجری نامرد بر قلبم نشست از غم نامردمی پشتم شکستنیستم از مردم خنجر به دستبت پرستم بت پرستم بت پرست عشق اگر اینست مرتد می شومخوب اگر اینست من بد می شوم قفل غم بر درب سلولم مزنمن خودم خوشبا
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیستاو که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
وصف گل رویان شنیدی پا ز سر نشناختیعیش نا اهلان گزیدی تا گل خود باختیدر پس و پیشت گل خوش عطرو بو بسیار بودآن گلی کز جور تو پژمرده میشد یار بودهمچو شاهین بر ستیغ قله ها پر میزدیمسخ موشی گشتی و از قله پائین آمدیبا همه خردی ز تو آرامش و شادی ربودآنچه پائینت کشید از قله ها نفس تو بوددر خم بیراه از خود پشت پا خوردیدریغ رفت عمری و ندیدی از کجا خوردیدریغ هر نگاهی محرم دیدار روی یار نیستهر دلی در عاشقی خوش دست و شیرین کار نیستیاد
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
بیوگاز/هاضم آبعلی/تولید برق از زباله و ک
تفکیک و بازیافت و استحصال بیوگاز و انرژی و کود از زباله
بی تو مهتاب شبی
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتمشوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودمشدم آن عاشق ديوانه كه بودمدر نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيدباغ صد خاطره خنديدعطر صد خاطره پيچيديادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتيمپر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيمساعتی بر لب آن جوی نشستيمتو همه راز جهان ريخته در چشم سياهتمن همه محو تماشای نگاهتآسمان
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: سجاد قنبریپور