خرید بک لینک

بی تو مهتاب شبی

بیوگاز/هاضم آبعلی/تولید برق از زباله و ک

تفکیک و بازیافت و استحصال بیوگاز و انرژی و کود از زباله

بی تو مهتاب شبی

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتی بر لب آن جوی نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتی از اين عشق حذر كن
لحظه ای چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه در زمان حاضر نگاهت به نگاهی نگران است
باش زمان آینده كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی چندی از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رميدم نه گسستم
بازگفتم كه تو صيادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكی از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابی نشنيدم
پای دردامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كنی ديگر از آن كوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم

برچسب: نویسنده: سجاد قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 11:00

صفحه بندی